شعرُ شعرُ شعر

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

شعر

گروه عمومی · 15 کاربر · 344 پست
مریم
مریم
مثلِ روی پله‌ای نشستن
مثلِ سیگاری را از جیبِ پیراهن درآوردن
مثلِ کبریت کشیدن
و حرف‌های تو را از دیشب مرور کردن ..
زندگی گاهی همین‌قدر در یاد آدم می‌ماند.
... ادامه
دیدگاه غیرفعال · 4 سال و 2 ماه و 13 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل در شعر
19 لایک‌!  
سوگل
سوگل
تو کز خاموشی ام فهمی نداری
چه خواهی فهم کردن از کلامم

شفیعی کدکنی
سوگل
سوگل
ارغوان
اين چه رازيست كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
سوگل
سوگل
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
این آتش عشق است نسوزد همه کس را
مریم
مریم
دریا، صبور و سنگین
می خواند و می نوشت:
«من خواب نیستم!
خاموش اگر نشستم،
مرداب نیستم!
روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم؛
روشن شود که آتشم و آب نیستم.»

فریدون مشیری
... ادامه
سوگل
سوگل
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
صفحات: 13 14 15 16 17 انتها ابتدا