فرياد ِ a...kh :
_
image-c3e1e7695b6c87e9a1bfd0598db8c728f9d30ebfefc1898d8e08d4abbf58103f-V.jpg 9ab708cca9ad0c2e6360be2fc08bbdad-425 (1) 40932693283185826236.jpg twitter2_512px.png
a...kh


اطلاعات پروفایل این کاربر خصوصی است!
a...kh
a...kh
احساس عشق به دیگران هرگز به ما ضربه نمی زند
این انتظار عشق از دیگران است که
" روح ما را زخمی می کند ... "
a...kh
a...kh
باران
ناگهانِ ابر است
اشک، ناگهانِ عشق
من، ناگهانِ تو؛
و تو
از کنار این‌همه ناگهان،
آهسته و آرام گذشتی
a...kh
a...kh
خداحافظی‌ها ممکن است بسیار ناراحت‌کننده باشند، اما مطمئناً بازگشت‌ها بدترند. حضور عینی انسان نمی‌تواند با سایه‌ی درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند.
... ادامه
a...kh
a...kh
جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد
باید کسی را داشته باشی
تا ساعت های غم انگیزِ ملال آور را به پایان برسانی
کسی که از جنسِ خودت باشد
نگاهت را بخواند،بغض صدایت را بفهمد
جمعه ها باید کسی را داشته باشی
تا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنی
کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری
جمعه ها به تنهایی تمامت می کنند اما تمامی ندارند. . .
... ادامه
a...kh
a...kh
از یک جایی به بعد
ادامه میدهی زندگی را به سمت جایی پرت
دست میکشی از تمامیِ عشق های پاره وقت..
و
پنجرۀ دل را
باز میکنی مُشرف به انزوایی که
با هیچ آغوشی معامله نمی شود..
... ادامه
a...kh
a...kh
ﺻﺪ ﻣﺴﺎﻓـــــــﺮ ﺁﻣﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻋﺎﺷــــــﻖ
ﻧﺒـــﻮﺩ .
ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺣﺘﻲ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ
ﺻـــﺎﺩﻕ ﻧﺒﻮﺩ .
ﻫﻴﭻ ﻛـــــــﺲ ﺁﻳﻨﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺩﺳـــﺘﺶ
ﻧﺪﺍﺷﺖ .
ﺗﻮﺷﻪ ﺍﻱ ﺟﺰ ﻛﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺍﺏ ،ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺶ
ﻧﺪﺍﺷﺖ .
ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺑﻲ ﭼﺘﺮ ﺩﺭ ﺑــــــــﺎﺭﺍﻥ
ﺷــﻴﺪﺍﻳﻲ ﻧﺮﻓﺖ .
ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺗﺎ ﮔــــــــﻢ ﺷﺪﻥ ﺗـــﺎ ﻣﺮﺯ
ﭘﻴﺪﺍﻳﻲ ﻧﺮﻓﺖ .
ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺑﺎ ﻫﻤﺮﻫــــﺶ ﺍﺯ ﻓﺼﻞ ﺩﻝ ﻛﻨﺪﻥ
ﻧﮕﻔﺖ .
ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮ ، ﺍﺯ ﺳﻔـﺮ ، ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ، ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ
ﻧﮕﻔﺖ .
ﻫﺮﻛﺴﻲ ﺩﺭﺑُﻐﺾِ ﻣﻪ،ﺭﺍﻫﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ
ﺟﺴﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ.
ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻣﺸﻖ ﺳﻔﺮ ، ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﻫﺎ
ﺷﺴﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ.
ﺍﺯ ﻛﺴﻲ ﺭﺩّﻱ ، ﻧﺸﺎﻧﻲ ، ﺧﺎﻃــــــﺮﻱ ﭘﻴﺪﺍ
ﻧﺒﻮﺩ.
... ادامه
a...kh
a...kh
ﺧﯿـــﺎﻻﺗﺖ
" ﺑﯽ ﺩﻋﻮﺕ " ﻫﺠـــﻮﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺟﺎﮔﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ
ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﮐﻨﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ "ﺧﯿﺎﻟﻢ "
ﻗﺪ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ
ﺭﺷﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﻣﯿﺸﻮﻡ ...
ﮐﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﻐﺰﻡ
ﺑﻪ ﺍﻏــــــﻤــــــﺍ ﻣﯿﺮﻭﻡ
ﻣـــﺮﺍ "ﻧﺎﯼ " ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ "ﻓﮑﺮ ﻭ ﺧﯿﺎﻻﺗﺖ "ﻧﯿﺴﺖ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
... ادامه
a...kh
a...kh
شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی
نمیدانم چه نوشیدم که سیرم کرده از هستی

خودم مستُ، غزل مستُ، تمام واژه ها مستند
قلم شوریده ای امشب، عجب اُعجوبه ای هستی!

به ساز من که میرقصی قیامت میکنی به به
چه طوفانی به پا کردی، قلم شاید تو هم مستی؟!

زمین مستُ، زمان مستُ، مخاطب مست شعرم شد
بنازم دلبریهایت! قلم، الحق که تردستی

فلانی فرق بسیار است، میان مستی و مستی
عزیزم خوب دقت کن! به هر مستی نگو پستی

تظاهر میکنی اما، تو هم از دیدِ من مستی
اگر پاکیزه تر بودی، به شعرم دل نمی بستی
... ادامه
a...kh
a...kh
همیشه خیال یک عشق از خود عشق زیباتر است .
آدم در خیالش لااقل این اختیار را دارد عاشق هر کس که دلش می خواهد بشود .
صفحات: 12 13 14 15 16 انتها ابتدا