فرياد ِ a...kh :
_
image-c3e1e7695b6c87e9a1bfd0598db8c728f9d30ebfefc1898d8e08d4abbf58103f-V.jpg 9ab708cca9ad0c2e6360be2fc08bbdad-425 (1) 40932693283185826236.jpg twitter2_512px.png
a...kh


اطلاعات پروفایل این کاربر خصوصی است!
a...kh
a...kh
تنهایی ات را
که از تن در آوری
از تو هیچ چیز برجا نخواهد ماند.
a...kh
a...kh
.

چه بیکـران ندارمت ...



چه عاشقانه نیستی ...
a...kh
a...kh
مرا اتّفاقی پیر کرد،

که هرگز رخ نداد...!
a...kh
a...kh
آدم‌ها تمام نمی‌شوند
آدم‌ها نیمه شب
با همه‌ی آنچه
در پسِ ذهنِ تو برایت باقی گذاشته‌اند
به تو هجوم می‌آورند.
a...kh
a...kh
قرار بود 
مرگ ما را از هم بگیرد
و مرگ حتمن مردی ست چهارشانه
با وضع مالی،
کمی بهتر از من

که تو دوستش داری
دستت را گرفته است
و با تو قدم می زند .
... ادامه
a...kh
a...kh
چه غم انگیز است
خفتن با چشم های باز
و پایان اندیشه ها را نگریستن؛

چه غم انگیز است
خفتن
آنگاه که شب رفته است
و از روز خبری نیست...
... ادامه
a...kh
a...kh
دلم می خواهد بپرسم:
کجایی؟
چه می کنی؟
خوبی؟
تو
به هر دلیل پاسخ نده!
راستی
من
بی تو
نه خوبم
نه جایی ام
و نه می دانم،
چه می کنم!
... ادامه
a...kh
a...kh
و من گم شدم در تو ،
بعدها که به خودم آمدم
دیدم تو که او نبودی
من که لیلی نبودم،
هوا که بارانی نبود
a...kh
a...kh
a...kh:
ای عشق
ای قدیمی ترین زخم روزگار !

در گوشه ی دلم
سرِ پیری چه میکنی ...؟
صفحات: 2 3 4 5 6 انتها ابتدا