فرياد ِ a...kh :
_
image-c3e1e7695b6c87e9a1bfd0598db8c728f9d30ebfefc1898d8e08d4abbf58103f-V.jpg 9ab708cca9ad0c2e6360be2fc08bbdad-425 (1) 40932693283185826236.jpg twitter2_512px.png
a...kh


اطلاعات پروفایل این کاربر خصوصی است!
a...kh
a...kh
ای وای براسیری که ازیادرفته باشد.. دردام مانده صیدوصیادرفته باشد..
a...kh
a...kh
جنازه های بسیاری
روی دست کاغذ ها می ماند،
وقتی نباشی...
دلتنگی،
انفجار واژه هاست...
a...kh
a...kh
لحظه هایی هستند
که هستیم
چه تنها، چه در جمع
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان می رود
همانجا که می خواهد
بی صدا ...
بی هیاهو ...
همان لحظه هایی که راننده آژانس میگوید رسیدیم
فروشنده میگوید باقی پول را نمیخواهی؟
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی؟
و مادر صدا می کند حواست کجاست؟
ساعتهایی که شنیدیم و نفهمیدیم
خواندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم
و تلویزیون خودش خاموش شد
آهنگ بارها تکرار شد
هوا روشن شد
تاریک شد
چای سرد شد
غذا یخ کرد
در یخچال باز ماند
و در خانه را قفل نکردیم و نفهمیدیم کی رسیدیم ...
و کی گریه هایمان بند آمد
و ...
کی عوض شدیم؟
کی دیگر نترسیدیم؟
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم
و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم
و موهای سرمان سفید ...
و از آرزوهایمان کی گذشتیم

یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم...
... ادامه
a...kh
a...kh
همچون قاصدکی سرگردان
در نیلگون آسمان،
با رقصی راهبانه در گردباد تنهایی،
و سقوطی در ظلمات شب
بسان شهاب سنگی
اینست آدمی
انگاره ای در پندار تاریک و روشن کهکشانهای دور...
... ادامه
a...kh
a...kh
نیمی از دلم را عشق فرا گرفته
و نیم دیگرش را شعر
اما تو
نه عشق را می شناسی و
نه شعر را

از پشت تمام پنجره های باز و بسته
جستجویت می کنم
اما همیشه در دلم هستی...
... ادامه
a...kh
a...kh
ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﯽ
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ!
ﺗﺤﻤﻞ ﻛﻦ ...
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﺬﺷﺖ
ﻫﯿﭻ ﺑﺮﻓﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻧﻴﺴﺖ
ﻛﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺁﺏ ﻧﺸﻮﺩ
... ادامه
a...kh
a...kh
ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی‌کنیم؛ ما حتا بر کُره‌ی زمین هم زندگی نمی‌کنیم. منزل حقیقی ما، قلب کسانی است که دوستشان داریم.
a...kh
a...kh
از جنگل به کارگاه چوب بری رفتند
صندلی،نیمکت،میز
آنکه عاشق تر بود
پنجره شد...!
a...kh
a...kh
از ياد نبر كه از ياد نبردمت!
از ياد نبر كه تمام اين سالها،
با هر زنگ ِ نابه هنگام تلفن از جا پريدم،
گوشى را برداشتم
و به جاى صداى تو،
صداى همسايه اى،
دوستى،
دشمنى را شنيدم!
از ياد نبر كه هميشه،
بعد از شنيدن آهنگ "جان مريم"
در اتاقِ من باران باريد!
از ياد نبر كه -با تمام اين احوال-
هميشه اشتياق تكرار ترانه ها با من بود!
هميشه اين من بودم
كه براى پرسشى ساده پاپيش مى گذاشتم!
هميشه حنجرهء من
هواخواهِ خواندن آواز آرزوها بود!
هميشه اين چشمِ بى قرار...
-يك نفر صداى آن ضبطِ لاكردار را كم كند!..
... ادامه
صفحات: 7 8 9 10 11 انتها ابتدا