بچه های بامرام و لوتی مشهد بفرما...

کاربران گروه

مدیران گروه

مشهدیا پرچم بالاست

گروه عمومی · 2 کاربر · 111 پست
Davoud
Davoud
بیچاره سنگى که از دست کودکى به سوى پرنده اى پرتاب شود

مانده است بال پرنده را بشکند، یا دل کودک را !!
Davoud
Davoud
همه چیز از یک گریه شروع شد...

نه

این داستان عاشقانه نیست ، شروع زندگی لعنتی ام را می گویم
Davoud
Davoud
شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد !
زيبا بود
امّا
... شوخي بود !
... ... حالا . . .
تو بي تقصيري !
خداي تو هم بي تقصير است !
من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !
تمام اين تنهايي
تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است
... ادامه
Davoud
Davoud
" روز و شب بـه تـَوان اِن (n)
دو آیــنــه روبــروی هـــــــــم ،
این دفترچه خاطرات دنیاست !
کاردستی بزرگ خـــــــــــــــــــــدا ! "
"همه چیز چنان که از سیاهی مطلق شروع شده بود
به سیاهی مطلق نیز انجامید
گویی . . . •"
بشر تاب تحمل این همه پوچی را نیاورد ،
ترس از سیاهی ، غم تنهایی و پایانی تلخ تر از همه . . .
به ناچار برای سرگرم کردن خودش آستینهایش را بالا زد ،
و اختراعات! چه ابداعاتی !
. . .
اینک ، ما تنها با قصه پریانی که برایمان نقل می کنند خودمان را سرگرم می کنیم !
و حقیقت ، همچنان تلخ ترین میوه زندگی ست !
اما برای من ،
تنها موجودیت یک کلمه سه حرفی بود که بهانه تحمل این پوچی مکرر شد !!!
• • •
... ادامه
Davoud
Davoud
سراَنجام
بعد از گذشت یک عـمـر
از همخوابگی های شبانه ی من و سُـکوت ،
در اتاق تنهایی ،
فلسفه ، متولد شد ...
فلسفه ای که امید میرفت دَرمانم باشد ، خود دَردَم شد ،
فلسفه ای که آمد تا پاسخ پـرسـشـهایم باشد ،
خود آبـسـتـن پـرسـشـهایی بس بـزرگ بود ، بس بـزرگ !
و آغازی شد بر رنج کشیدن های اَبـدی من !
من اِنـسـانـم ، صدای من را از سرزمین مادریم زَمـیـن میشنوید ،
دیاری که در آن یک سوال مشترک ذهن "خـالِـق و مَـخـلـوقـش" را به خود مشغول کرده است :
"از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود"
• • •
... ادامه
Davoud
Davoud
جبران
خلیل جبران:

سکوت
دردناک است. اما در سکوت است که همه چیز شکل می گیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست
که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد. درون هر چیز در اعمال هستی، نیرویی هست که
چیزی را می بیند و می شنود که هنوز قادر به درکش نیستیم، هر آنچه امروز هستیم، از
سکوت دیروز زاده شده است.
... ادامه
Davoud
Davoud
کمی زود بود ، ولی...


دعایت گرفت مادر بزرگ !
...
پیر شدم...
Davoud
Davoud
یه عده از ادما هستن عجیب بی اعصابن،زود اعصبانی میشن زود جوش میارن کلا قاطی کردن.. میدونی اینا همیشه که اینجور نبودن یه زمانی جز خوش اخلاقترین ادما بودن.. اینا همونایی هستن که نفهمیدن از کجا و چطوری ضربه رو خوردن... درکشون کنیم و با ملایمت باهشون حرف بزنیم...
... ادامه
Davoud
Davoud
جدیدا" با دیوار حرف می زنم!!!
می دونی...از شخصیتش خوشم اومده,
یه جورایی محکمه...ثابته...آرومه...
صفحات: 5 6 7 8 9 انتها ابتدا