اینجانوشته هایم بارانی اند...
اینجامینویسم ازاحساسم...
بیا و هم قدمم شو دراین جاده ی نمناک...
توهم برایم بنویس نوشته های خیس ات را...

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

rainy road

گروه عمومی · 8 کاربر · 3 پست
:/narges
:/narges
خدایا منو ببخش...
ببخش که همیشه روی بوم زندگی بارنگ های سیاه نقاشی کشیدم.
اگردرآفتابی ترین روزهای زندگی ام خورشید رانادیده گرفتم.
اگربادیدن ستاره باران آسمان عاشق نشدم وسبدسبدستاره نچیدم.
اگرپابه پای تقویم زمستانی ام گم شدم وبه بهارنرسیدم.
اگردرپیچ وخم های زندگی به بن بست رسیدم و فراموش کردم که راه آسمان همیشه بازاست...
... ادامه
:/narges
:/narges
وگاهی دلت میلرزد...
بانگاهش...
باصدایش...
بانوازشش...
همان نوازشی که به موهای پریشانت آرام و قرارمیدهد...
وگاهی سرروی شانه اش میگذاری وبرایش ازدلتنگی هایت میگویی...
میگویی...می گریی...میخندی...
بی آنکه حرفی بزند،اشک روی گونه هایت راپاک میکند...
بادستان مهربانش پناه خستگی ات میشود...دربهشت آغوشش توراجای میدهد...
وگاهی چقدرعاشق میشوی...
... ادامه
:/narges
:/narges
شب ازنیمه گذشته است وهنوزنیامدی...من باخیال خام دیدنت به انتظارنشسته ام دراین کوی بی کسی....
هنوزهم مثل قدیم فانوس وچتربه دست درکوچه مینشینم...
میبینی؟هنوزبعد اینهمه نیامدن،بعداینهمه انتظارتلخ...منتظرم..
چون باوردارم شیرینی وصل را...باوردارم که روزی عابر کوچه ی تنهایی ام میشوی...
شب است وباران نم نمک میبارد...
من...وقدم زدن های دیوانه وار...پایان نمیدهم به این تلخی...
اری...
میخواهم زائرآسمان چشمانت باشم....
تنهامنتظرم...
... ادامه