فرياد ِ عمو سعید :
_
xxxxxx.jpg
عمو سعید

من ناگزیر از بودنم در شهر مردم واره ها... ب.. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
حالت من: موقشنگ
عمو سعید (آفلاين)
200 پست
مرد
23364 مرتبه
1394-01-15
m -
نویسنده
نمی کشم
مطالعه...

دنبال‌کنندگان

(96 کاربر)

آخرین بازدید کنندگان

کد QR شخصی

عمو سعید
عمو سعید
تو نه بارونی، نه شن باد
تو نه مرهمی، نه فریاد
تو نه خسته ای، نه هم پا
تو نه از غیری، نه از ما

تو فقط هستی که باشی
تو نه مرگی، نه تلاشی...
... ادامه
عمو سعید
عمو سعید
گفت: من همون کلاغم که هزار مزرعه دور سرش میچرخه...

گفتم: تو کلاغ باشی، من همون مترسکم که دوست کلاغهاس...

گفت: مترسکی که با کلاغ دوست شد، کارش زار شد. هیزم آتش شد...
... ادامه
عمو سعید
عمو سعید
من اون خاکم به زیر پا، ولی مغرور مغرورم
به تاریکی منم تاریک، ولی پر نور پر نورم

من اون دردم که هر جایی ، پی مرحم نمی گرده
چه غم دارم اگر دنیا، به کام من نمی چرخه

من اون عشقم که با هرکس، سر سفره نمی شینه
من اون شوقم که اشکامو، به جز محرم نمی بینه

چه مغرورم، چه مغرورم، چه مغرورم...
... ادامه
عمو سعید
عمو سعید
نه تو می پایی، و نه کوه. میوه این باغ: اندوه، اندوه
گل بتراود غم، تشنه سبویی تو. افتد گل، بویی تو

این لاله هوش ، از ساقه بچین. پرپر شد، بشود
چشم خدا تر شد ، بشود

و خدا از تو نه بالاتر. نی ، تنهاتر ، تنهاتر
بالاها، پستی ها یکسان بین. پیدا نه، پنهان بین

این آب روان ، ما ساده تریم. این سایه، افتاده تریم.
نه تو می پایی، و نه من، دیده تر بگشا. مرگ آمد، در بگشا...


سهراب سپهری...
... ادامه
عمو سعید
عمو سعید
به سراغ تو شبی می آیم، می آیم
با دو صد بوسه ناب، با دوصد راز و نیاز

به سراغ تو شبی می آیم ، می آیم
با دلی خسته زدرد،با غمو غصه زیاد

مثل شبنم که نشیند بر گل
چو حبابی که نشیند برموج

مثل بارون روی گلبرگ درخت
همچو دیدار تو با من در خواب

lمن به دیدار تو باز می آیم ، می آیم
با نسیمی آرام پره از عطر بهار

من به دیدار تو باز می آیم ، می آیم
با دلی خسته زدرد، دور از این رنگ وریا

می دهم دل به دله قصه تو
قصه غصه تنهایی تو

می کشم بار غمای تو به دوش
خسته از دوری و تنهایی تو...
... ادامه
عمو سعید
عمو سعید
گابریل گارسیا مارکز نویسنده رمان "صد سال تنهائی"
(بهترین کتابی که توی زندگیم خوندم) از دنیا رفت...
عمو سعید
عمو سعید
به صدای من گوش نکن موسیقی زرد داره
به قلب من دست نزن بیماری سرد داره

به روح من نزدیک نشو که سالهاست طرد شده
به مغز من دست نزن سرایت درد شده

و از همون دور به من حس ماورایی بده
از موجودی که جون داره به من یک تداعی بده

تو باش ولی موازی باش، همراه ولی لمسم نکن
میل به ترکیب یا واکنش، یا هرچی می ترسم نکن

پی ام نگرد که گُم میشم، با من نخواب که کم میشم
ترکم نکن که میمیرم، بسامدهای بم میشم

به سایه ی من دست نزن، که طیفی از هوس داره
طبیعت بی تاب من، انقطاع نفس داره...

هادی پاکزاد...
... ادامه
عمو سعید
عمو سعید
روباه گفت: خدانگه‌دار !... و اما رازی که گفتم خیلی ساده است:
ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کرده‌ای...
شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: به قدر عمری است که به پاش صرف کرده‌ام...
... ادامه
عمو سعید
عمو سعید
25 تا تلنگر برای غریبه تند خوئی "مثل عمو سعید" یه خوشبختی بزرگ محسوب میشه...
بچه ها متشکرم...
صفحات: 9 10 11 12 13 انتها ابتدا