فرياد ِ ✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘ :
_
123.jpg BeeTalk abab1faafad73a728db02f1661f18018-425.jpeg sama.jpeg
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘

سعی میکنم با همه مهربون باشم حتی دشمنم [درباره]

اطلاعات پروفایل این کاربر خصوصی است!
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
سوءتفاهم شاید
تلخ ترین کلمه تاریخ باشد
وقتی دوستت دارم
و خیال میکنم تو هم مرا دوست داری
اما پشت آن غرور دلربای مردانه ات جا خورده !
سوءتفاهم
این روزها
شاید تلخ ترین واقعه تاریخ است
وقتی خیال میکنم تو هم مثل من دلتنگی
یا تو هم متن پروفایلت را برای من گذاشته ای !
سوءتفاهم
فقط یک کلمه است
اما خدا می داند که چه به روزگار عاشق می اورد
همین یک کلمه !
پس چیزی بگو
بگو عاشقم بودی
نگو سوءتفاهم بود
نگو پشیمانی
نگو نمیخواستی اینطوری شود
من به این جمله های قلمبه سلمبه عادت ندارم
من میدانم داری حست بمن را پشت این جمله ها پنهان میکنی
من میدانم !
این ها سوءتفاهم نیست
هرچه هم که بگویی
آن اول ها که دیگر
کمی دوستم داشتی !
من میدانم !

✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
آدمهایی را که می رنجانیم
همانند ساعت هایی هستند
که صبح ها دلسوزانه زنگ میزنند
و ما در میان خواب و بیداری بر سر آنها میکوبیم...
و بعد میفهمیم خیلی دیر شده!
... ادامه
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
«رفتن آدم‌ها، برایمان شبیه غول وحشتناک قصه‌های بچگی‌مان شده است.
بیایم باور کنیم همه رفتن‌ها که بد نیست... همه رفتن‌ها که فاجعه نیست... همه رفتن‌ها تیغ نیست که خش بندازد روی نازکای دل ما...
همه رفتن‌ها همیشگی نیست!
بعضی‌ها موقتی می‌روند.
می‌روند تا مدتی خلوت کنند... گوشه دنج یک کافه بنشینند، زندگی‌شان را با تمام روابط‌شان بالا و پایین کنند و کلی نقشه بکشند برای روزهای نیامده...
همه رفتن برای همیشه را بلد نیستند... نمی‌روند!
فقط کمی دو‌ر می‌شوند تا تکلیف‌شان را با خیلی چیزها روشن کنند.
یا مثل جنگجوی زخمی از نبرد با خودشان برمی‌گردند یا مثل یک سردار پیروز...
هر جور که آمدند... مرهم باشیم! مرهم باشید!
لازم است یک وقت‌هایی آدم‌ها خودشان را از ما دور کنند...



✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
هيچكس از آينده خبر ندارد ،

مردی كه امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسيد
شايد يك ماه بعد به نام كوچكش او را صدا بزنی ،
شايد دختری كه امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری ،
چند سال بعد خسته و با كالسكه بچه از روبه‌رو به سمتت بيايد
و تو سرت توی كيفت باشد
و با تنه از كنارش رد شوی ،
شايد او برگردد تو هم برگردی
يك ثانيه به هم خيره شويد
و يك سال خاطره زنده شود ،
اصلا شايد هم او از خستگی برنگردد
و به پسرش توی كالسكه خيره شود
و اطمينان پيدا كند كه بيدار نشده باشد ،
تو هم همچنان دنبال كاغذ حساب های شركت توی كيف ات باشی ،
امروز شايد علاقه ی عجيب و شدیدی به موهای بلوند داشته باشی
و چند سال بعد موهای مشکی ات را با دست از جلوی صورتت كنار بزنی
و ظرفی كه آب کشیدی
را توي آبچكان بگذاری ،
هيچكس از آينده خبر ندارد ،
شايد امروز از اين كه ديگر نيست ،
از اين كه رفته است ،توی تاریکی هق هق کنی و دو سال بعد روی نيمكت‌های پارك ملت به آمدنش
از دور با لبخند نگاه کنی ،
نزديك كه شد با خنده بگویی
: باز كه دير كردی،
شايد هم همچنان توی اتاقت باشی
و فكر کنی حست چقدر شبيه دو سال پيش همين موقع
... ادامه
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ،ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ،ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ !

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ...ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ،ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ , ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ !

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ،ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ،ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــﺪ !

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ،ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ !

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ...ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ !ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧـــﺪ .
... ادامه
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
همه ی ما
لحظه هایی رو داریم
که زُل میزنیم یه جا
و به یه چیزی فکر میکنیم
یهو یکی میزنه رو شونمون و میگه :
به چی فکر میکنی ؟!
به خودمون میایم و میبینیم ؛
به هیچی !!
اما اون که باور نمیکنه .. !

هممون یه قسمتِ خالی داریم توی ذهنمون
که پُر از کُلی خاطرس
اما خالیه ...
مثل اینکه یه چیزیو بکَنی اما جاش بمونه
و با هیچ چیزِ دیگه ای پُر نشه
میدونی جای چیه
اما خودش دیگه نیست ...
دلت میخواد خودِ ماجرا رو بگیری بچسبونی سر جاش
اما نمیشه ...

این جاهای خالی
هیچوقت پُر نمیشن
و ما همیشه
نُمرَشونو از دست میدیم ...

✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...
لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,

باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...

ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...



آنا گاوالدا
... ادامه
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
شنبه با تصمیم دوباره ...

برای فراموش کردنت آغاز میشود ...

تمام یکشنبه را مصمم و مغرور ...

به تو فکر نمی کنم ...

دوشنبه را صدای پای خاطره ای دور ...

ملتهب می کند ...

صبح سه شنبه چشم هایم ...

با یک عالمه دلگیری باز می شود ...

چهارشنبه هیچ کدام از کارها ...

خوب پیش نمیرود ...

عصر پنجشنبه خالی و الکی خوش میگذرد ...

و غروب جمعه را بغض نبودنت تکمیل می کند...

میدانم شب که از راه برسد ...

باز شنبه را برای فراموش کردنت بهانه خواهم کرد...

هیچ میدانی تو مالک هفته ها شده ای...؟!

ای کاش آن شنبه ای که ...

قول به فراموشی ات داده ام ...

فـــردا باشـــد...


✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
حال دلت که خوب باشد
همه ی دنیا به نظرت زیباست

آدم‌ها همه شان دوست داشتنی اند
و همه را می توانی ببخشی ،حتی
چراغ قرمز برایت مکثی
دوست داشتنی می شود که لحظه‌ای
پا را از روی پدال برداری و بتوانی
فکر کنی به چیزهایی که دوست داری

حال دلت که خوب باشد
حتی می شوی همبازی بچه ها
برای عزیزانت وقت می گذاری و
یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است
و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش
خوب باشد
... ادامه
صفحات: 7 8 9 10 11 انتها ابتدا