فرياد ِ samira :
_
samira

من زنم... و به همان اندازه از هوا سهم ميبر.. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
حالت من: مهربون
samira (آفلاين)
267 پست
زن
11823 مرتبه
1362-01-17
f - مجرد
تهران -
فوق لیسانس
وزن: 65 - قد: 168
فراری
نمی کشم
دلم پورشه ميخواد

دنبال‌کنندگان

(65 کاربر)

آخرین بازدید کنندگان

کد QR شخصی

samira
samira
سخت است يكرنگ ماندن در دنيايي كه مردمش براي پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند....

لحظات خوبي رو كنارتون سپري كردم... اميدوارم هرجا كه هستيد هميشه لبخند رو لباتون باشه....
خدانگهدارتون دوستاي گلم دوستتون دارم.
... ادامه
samira
samira
@مسعود مرا به تو هيچ تملكي جز اين نيست...
كه همواره دلم براي مهربانيت تنگ ميشود......
... ادامه
samira
samira
بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواري نیست
رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر
کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست....
... ادامه
samira
samira
یک پرستار استرالیایی بزرگترین حسرتهای آدمهای در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که بین بیشتر آدمها مشترک بوده منتشر کرده است .
ظاهرا در میان این نظرخواهی دیگر از چیزهایی مانند قدرت و س.ک.سِ بیشتر و یا ثروت خبری نیست :


نخستین حسرت = کاش جسارت اش را داشتم اون جوری زندگی می کردم که می خواستم ، نه اونجوری که دیگران ازم توقع داشتند
حسرت دوم = کاش این قدر سخت کار نمی کردم .
حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگم .
حسرت چهارم = کاش رابطه هایم با دوستانم را حفظ می کردم .
حسرت پنجم = کاش شادتر می بودم .



عمر ما کوتاه تر از اونی است که فکرشو می کنیم . زمان مثل برق می گذره کاشکی برای چند لحظه هم که شده رو جمله های بالا مکث کنیم و ببینیم یک وقت شامل حال ما نشود...
... ادامه
samira
samira
امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم 500000ريال.
یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد!
پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!
یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!
طفلی خودشو کشت 50تومن منو جور کرد!!!!!!
... ادامه
samira
samira
@مسعود
كجايي عزيزم چرا نيستي؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
samira
samira
یکی از فانتزی های من اینه که برعکس همه که کم کم توی افق محو میشن
من از افق بیام بیرون و کم کم پدیدار بشم ….
آرهههههه ، یه همچین آدمیم من …!
... ادامه
samira
samira
کبوتر لبه ی تنگ ماهی نشست، گفت :
سقف قفست شکسته! چرا فرار نمیکنی!؟
ماهی با چشمهای قشنگش نگاهی به کبوتر کرد و معصومانه گفت :
"ریدم تو مغزت" !!!! ))
samira
samira
اعتراف ميكنم:

تو بچگیام یه بار بابا و مامانم دعوا کردن منم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم!!!

وصیت نامه هم نوشتم تازه!

توش حلالشون کردم که عذاب وجدان بگیرن!
... ادامه
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 انتها