یافتن پست: #خلوت

shadi
shadi
چه خلوته...حوصله م پوکید
سوگل
سوگل
داشتم قسمت دوستانمو ميديدم
ياد تك تك بچه ها و بي معرفتا بخير
چه وقتايي كه اينجا گذشت
نميدونم چي باعث شد و چرا همه يهو رفتن
BIJANܨܓܨ ❤ = بیژنPO유+웃 ܨܓܨ
BIJANܨܓܨ ❤ = بیژنPO유+웃 ܨܓܨ
گاهی نه آشنا درد را می فهمد

نه حتی صمیمی ترین دوست

گاهی باید تنهایی ،درد را فهمید

تنهایی ، خلوت کرد

تنهایی ، آرام شد

وتنها خدا میداند

چه میگذرد ، دردلت ....
... ادامه
a...kh
a...kh
باید باور کنیم
تنهایی
تلخ‌ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست،
روزهای خسته‌ای که در خلوت خانه پیر می‌شوی...
و سال‌هایی
که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است.
تازه
تازه پی می‌بریم
که تنهایی
تلخ‌ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست:
دیر آمدن!دیر آمدن!
... ادامه
سروش
سروش
آقا یک سال و هشت روز پیش گفتم نمیدونم چرا نمیشه و شاید باورتون نشه هنوزم هرکاری میخوام بکنم نمیشه ))
اصن نفرین شدم فک کنم دس ب طلا هم میزنم وا میره )
عجیبه خلاصه طلسم شدم فک کنم
جواد
جواد
کسی از خلوتم چیزی ندیده کویر از خلوتش بیرون نمیره
کویر رویای دریا تو سرش نیست کویر تا آخر قصه کویره
5 دیدگاه · 1 سال و 2 ماه و 26 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل توسط موبایل
5 لایک‌!  
عمو سعید
عمو سعید
چه قدر حس قشنگی است شاعرت باشم
شریک خلوت شبهای خاطرت باشم

چه قدر با تو قشنگ است منتظر ماندن
قطار باشی و من هم مسافرت باشم

قرار باشد و بوسه، درخت باشد و برگ
به کوچه کوچه ی پاییز، عابرت باشم

سکوت باشی و خواهش، کلید باشم و در
شراب باشد و بستر مجاورت باشم

همین دو جمله کوتاه راز خوشبختی است
بخاطر تو بمانم..... به خاطرت باشم...
... ادامه
BIJANܨܓܨ ❤ = بیژنPO유+웃 ܨܓܨ
BIJANܨܓܨ ❤ = بیژنPO유+웃 ܨܓܨ
با خلوت خالی آینه
مانده ام

آخر کجایی
دیدگاه غیرفعال · 2 سال و 13 روز و 22 ساعت و 44 دقيقه قبل
3 لایک‌!  
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
«رفتن آدم‌ها، برایمان شبیه غول وحشتناک قصه‌های بچگی‌مان شده است.
بیایم باور کنیم همه رفتن‌ها که بد نیست... همه رفتن‌ها که فاجعه نیست... همه رفتن‌ها تیغ نیست که خش بندازد روی نازکای دل ما...
همه رفتن‌ها همیشگی نیست!
بعضی‌ها موقتی می‌روند.
می‌روند تا مدتی خلوت کنند... گوشه دنج یک کافه بنشینند، زندگی‌شان را با تمام روابط‌شان بالا و پایین کنند و کلی نقشه بکشند برای روزهای نیامده...
همه رفتن برای همیشه را بلد نیستند... نمی‌روند!
فقط کمی دو‌ر می‌شوند تا تکلیف‌شان را با خیلی چیزها روشن کنند.
یا مثل جنگجوی زخمی از نبرد با خودشان برمی‌گردند یا مثل یک سردار پیروز...
هر جور که آمدند... مرهم باشیم! مرهم باشید!
لازم است یک وقت‌هایی آدم‌ها خودشان را از ما دور کنند...



صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 انتها

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ