یافتن پست: #ممکن

سجاد
سجاد
صندلیم کج شده، هر لحظه ممکنه چپ کنم. جهت اطلاع!
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘
ما آدما ‏با غلط ترین آدمای زندگیمون
به بهترین شکل ممکن رفتار می کنیم و دل بهترینامونو می شکنیم...
●▬▬▬▬๑۩ YASIN ۩๑▬▬▬▬▬●
●▬▬▬▬๑۩ YASIN ۩๑▬▬▬▬▬●
گویند ناصرالدین شاه در بازدید از اصفهان با کالسکه سلطنتی از میدان کهنه عبور می‌کرد که چشمش به ‌فروشی افتاد.

مرد فقط یک شلوارک به پا داشت و مشغول جدا کردن ذغال از خاکه *#ذغال*‌ها بود و در نتیجه گرد ذغال با بدن عرق کرده و عریان او منظره وحشتناکی را بوجود آورده بود.

ناصرالدین‌شاه سرش را از کالسکه بیرون آورده و ذغال‌فروش را صدا کرد. ذغال فروش بدو آمد جلو و گفت: «بله قربان.»

ناصرالدین شاه با نگاهی به سر تا پای او گفت: «جنهم بوده‌ای؟»
ذغال فروش زرنگ گفت: «بله قربان!»
شاه از برخورد ذغال‌فروش آمده و گفت:

«چه کسی را در دیدی؟»
ذغال‌فروش حاضرجواب گفت:

«این هایی که در رکاب هستند، همه را در جهنم دیدم.»
شاه به فکر فرورفته و بعد از مکث کوتاهی گفت:

«مرا آنجا ندیدی؟»
ذغال‌فروش فکر کرد اگر بگوید شاه را در جهنم دیده که ممکن است دستور صادر شود، اگر هم بگوید که ندیدم که حق مطلب را ادا نکرده است. پس گفت:
«اعلاحضرتا، حقیقش این است که من تا ته جهنم نرفتم!»
صابر
صابر
BIJANܨܓܨ ❤ = بیژنPO유+웃 ܨܓܨ
BIJANܨܓܨ ❤ = بیژنPO유+웃 ܨܓܨ
تمام این فاصله‌ها
تمام این تنهایی‌ها
تمام نداشتن‌هایت
ای کاش،خوابی بودند
شبیه خواب دم صبح

می‌آمدی
با دستانِ شبیه اطلسی‌ات
بیدارم می‌کردی
می‌گفتی:
جانِ دلم، صبح شده است
و من به بهانه‌ی
رهانیدنم از خوابی سخت
در آغوش می‌کشیدمت ...

اما حیف، تو نیستی
و من به واقعی‌ترین شکلِ ممکن
اسیر کابوسِ نداشتن‌ات شده‌ام!
... ادامه
جواد
جواد
ینی ممکنه شیراز هم برف بیاد ؟
:/narges
:/narges
ب قول بـــــابــــــاها :
بَدترین عذابِ ممکن ←←♡"دختـــــَر"♡→→داشتنه!!!!

چون:
ب لوس بازیاش

پول گرفــــتناش

اجــــــــازه گرفتناش واس بـــــیرون رفتن

ب رژیم گرفتناش.....

گریه ها و خنده هاش......

ب شیطونی وخرابکاریاش ...

پخش و پلا بودن لوازم آرایشاش!!!!

غذا ســـــــوزوندناش

ظرف شکســـــتناش

مهربونیاش و دلسوزیاش"""

ب همه عادتاش. . . عادت میکنی . . . .

و آخــــــــــرشــــَـــــم باید بســـــــپاریش دست ی غریبه↓↓↓

که معلوم نیس چه آدمی از آب درمیاد...واسه دردونه بابا...

~این همون رازیه ک موهای پدرا رو سفید کرد...~
... ادامه
صابر
صابر
مهدی
مهدی
لینک برای اعضا قابل مشاهده است .

ی داستان دوست داشتین بخونین نظرتونو بگین
... ادامه
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 انتها

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ