کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

شیــــراز پاتــوق

گروه عمومی · 9 کاربر · 225 پست
مسعود
مسعود
چـه خـوب اسـت کـه ايـن کـلـمـه‌هـا ديـگـر

ارث پـدری کـسـی نـيـسـت

و بـا آن‌هـا مـی تـوان

دنـيـاهـای دور بـهـتـری سـاخـت . .

مـی تـوان دسـت بـادبـادکـی را گـرفـت و

تـا روزهـای روشـن کـودکـی دويـد . .

چـه خـوب اسـت کـه مـی تـوان

قـايـقـی نـوشـت و بـه پـشـت دريـاهـا رفـت . .

مـی تـوان ديـواری سـاخـت و

بـرای هـمـيـشـه

پـشـت حـرف‌هـای يـک سـطـر قـايـم شـد . .

مـی تـوان نـقـطـه‌ای گـذاشـت و بـرگـشـت .
... ادامه
مسعود
مسعود
گــــــاهــــــــــــــــــی ...



به خاک سپردن یک جسد ،



از خواباندن یک قاب عکس و



از فراموش کردن یک خاطره ..



آســــــــــــان تــــــر اســــــــت.
... ادامه
مسعود
مسعود
گاهــي بايــد دعــوا کــرد داد زد ،
فحــش داد !
گاهــي بايــد گريــه کــرد مشــت کوبيــد
ليــوان شکســت ،
چنــد شــب قهــر کــرد
وگــرنه يــه حرفــهايي روي دل آدم ميــمونه ميــمونه ،
درد ميــشه ،
ســرد ميــشه
ســنگ ميــشه ،
ســکوت ميــشه ،
عادي ميــشه کيــنه ميــشه
دوري ميــشه و مرگ عاطفي ميــشه
گاهــي بايــد بــد شــد تــا بشــه خــوب مــوند
... ادامه
مسعود
مسعود
قــرارمـان..

فقـط ..

یـک "مــانیــتورِ" کـوچـک بـــود !

امّــا ..

اکنــون ..

قلبـــم را ببـین..

که بــا هــر"آف" شدنــت ..

چــگونـه ..

بـیقــرارِ "آمــدنــت" مـی شـــود !.
... ادامه
مسعود
مسعود
نگاہت را بہ ڪسے بـבوز ڪہ قلبش برای تو بتپہ

چشمانت را با نگاه ڪسے آشنا ڪـטּ ڪہ زنـבگے را בرڪ ڪرבه باشہ

سرت را روی شانہ ہاے ڪسے بگذار

ڪہ از صـבاے تپشہاے قلبت تو را بشناسہ

آرامش نگاہت رو بہ قلبے پیونـב بزטּ ڪہ بے ریاتریـטּ باشہ

لبخنـבت را نثار ڪسے ڪـטּ ڪہ בل بہ زمین نـבاבه باشہ

رویایت رو با چہره ے ڪسے تصویر کـטּ

ڪہ زیبایے را احساس ڪرבه باشہ

چشم بہ راه ڪسے باa ڪہ تو را انتظار ڪشیده باشہ

اما عاشق ڪسے باش ڪہ تڪ تڪ سلولہای بـבنش

تقـבس عشق را בرک ڪنـב
... ادامه
مسعود
مسعود
اشک های تلخی که بر گورها می چکند


حرف های شیرینی هستند


که روزگاری باید بر زبان می آمدند
مسعود
مسعود
خداجونم
میشه امشب ازش زیاد سوال نکنی؟
میشه نزاری اذیت بشه؟
مسعود
مسعود
ترافیک از میدان هفت تیر آغاز می شود. جایی که می‌توان ماشین‌هایی را دید که عکس‌های مرتضی پاشایی را پشت شیشه‌هایشان نصب کرده‌اند و برای وداع با او راهی تالار وحدت شده‌اند.
نفس بلوار کریمخان زند از حجم ماشین‌ها تقریبا بند آمده است. رادیو پیام وضعیت آب و هوا را اعلام می‌کند و راننده در فاصله تنظیم آینه ماشین و مکث کردن روی چهره عابری که از عرض خیابان می‌گذرد، می‌گوید: «خدا رحمتشه کنه، جوون بود، خیلی جوون بود.»
مرد میانسالی که جلو نشسته، اما دلش برای خانواده پاشایی می‌سوزد: «بیچاره پدر و مادرش.»
مجری رادیو پیام از توده هوای سردی می‌گوید که از فردا بخش‌های مختلفی از ایران را در بر می‌گیرد و ارمغانش برف و باران است.
خیابان حافظ از تقاطع کریمخان زند بسته است، پلیسی که ماشین‌ها را راهنمایی می‌کند می‌گوید دلیلش ازدحام جمعیت در چهار راه کالج است.
خیابان‌های دیگری هم که منتهی به چهار راه کالج هستند هم بسته شده‌اند، این را راننده موتوری می‌گوید که راضی می‌شود 5 هزار تومان بگیرد و ما را تا چهار راه کالج ببرد.
45 سال دارد و تا پیش از فوت مرتضی پاشایی آهنگ‌های او را گوش نکرده است: «زیاد موسیقی گ
... ادامه
مسعود
مسعود
بر شانه ی تابوت صدا را ببری
شهزاده ی حنجره طلا را ببری
ای مرگ!خودت بگو دلت می آید با این همه عشق«مرتضی»را ببری؟
.
.
.
.
.
.
.
امـروز روز دفـن مرتضـی پاشـآیی عـزیزه، ینـی اولیـن شـب خآک... قـراره امشـب بزرگتـرین کنسـرت ایـران باشـہ
مکـانش مهـم نیـست، هرکـس تو خـونہ خـودش راس سـاعت 9 شـب فقـط هفـت مرتبـہ سـوره انـا انزلنـاه رو بخونـہ کـہ ان شااللہ شـب اول بـراش نـورانی تریـن شـب و بهتـرین شـب بعـد ایـن همہ عـذاب بآشہ...
لطفا انقـد کپـی کنیـد تا کـل کشـور پخـش شـہ ...
خـدا رحمتـش کنـہ (heart)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾

وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿۲
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾
سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾
... ادامه
صفحات: 11 12 13 14 15 انتها ابتدا