لینک برای اعضا قابل مشاهده است .

ی داستان دوست داشتین بخونین نظرتونو بگین
·
6
1394/08/15 - 22:56
آخرین 4 دیدگاه  
مهدی

همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم.

عادت داشت که بعد از سرکارش و تعطیلی مغازه، با رفقای باب و ناباب جمع شوند و الواتی کنند و من هر شب تا نیمه شب منتظر او بودم. گاهی شام خورده بود و گاهی نه و من فقط سکوت میکردم.

وضع مالیمون بد نبود و دو طبقه خانه داشتیم. طبقه بالا اتاق خوابها و حمام و طبقه پائین آشپزخانه و پذیرائی ... تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم و ... بالا رفتم و در اتاق خوابمان را باز کردم و صحنه ای دیدم که امیدوارم هیچ زن متاهلی نبیند.

همسرم و دخترخاله اش....

چیزی نگفتم و ...

بعد از مدتی که از ازدواج ما گذشت،دخترخاله همسر بدلیل نداشتن تفاهم، از همسرش جدا شده بود و حالا شده بود یک زن آزاد !!!

تمام توفانی که در درونم برپا شده بود را کنترل کردم و سریع پائین آمدم. بفاصله ی کمی همسرم و دخترخاله پائین آمدند و مثل موش تا آخر مهمانی هردو با ترس و لرز در گوشه ای نشسته بودند.

مهمانی تمام شد و من با کنترل بسیار خیلی عادی جشن را ادامه دادم و انگار نه انگار.

حالا بقیه داستان از قول آقا:

4 سال و 10 ماه و 16 روز و 19 ساعت و 10 دقيقه قبل
مهدی

اصلا فکر نمی کردم در آن شلوغی مهمانی همسرم به بالا بیاید و مچ ما را بگیرد. شرایط خیلی بدی بود. سریع لباس پوشیدیم و با فاصله آمدیم پائین تا جلب توجه نکنیم.

هرآن منتظر برپائی طوفان عظیمی از جانب همسرم بودم. اما انگار نه انگار که این زن چه دیده....

جشن را با روی خوش ادامه داد و با مهربانی به من هدیه داد و بقیه هدیه دادند و کم کم مهمانهای دورتر که می رفتند و پدر مادرهایمان فقط مانده بودند، هرآن منتظر بودم تا همسرم دیده هایش را بیان کند. دخترخاله که سریع بعد شام و کیک رفت و همسرم خیلی عادی با او برخورد کرد.

هرچه تنهاتر می شدیم، ترسم بیشتر می شد اما خانمم انگار نه انگار !!!

پدر و مادرم رفتند و قبل آنها هم پدر و مادر و برادر همسرم. از بدرقه که برگشتم دیدم همسرم مشغول جمع و جور کردن پذیرائی و جمع کردن بشقابهای پیش دستی و ... بود. کمی کمکش کردم و باز منتظر طوفان بودم. خیر خبری نبود

رفتم خوابیدم ... مگر خوابم میبرد

همسرم آمد و بعد چند دقیقه خوابش برد اما من تا صبح دنده به دنده میشدم. فردا صبح، شنبه بود و سرکار رفتم. همسرم هم طبق معمول صبحانه ام را آماده کرده بود و بزور دو لقمه ای با چای قورت دادم و دیدم قابلمه ای از غذای شب گذشته برایم گذاشته بود و گفت که دیگه مجبور نشی ناهار بری بیرون و من تشکری کردم و بیرون زدم.

دوستانم وقت ناهار از دستپخت همسرم خوردند و چقدر تعریف کردند و من حس خوش و ناخوش بدی با هم داشتم. آخر شب کمی زودتر از پیش رفقا برگشتم و دیدم مثل همیشه همسرم منتظر من هست تا باهم شام بخوریم. سفره رنگین تر بود و بازهم فردا قابلمه غذا و ... من منتظر دعوا بودم و او انگار نه انگار که ...

4 سال و 10 ماه و 16 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبل
مهدی

شب باز کمی از شب قبل زودتر برگشتم و ...

همسرم روزبروز محبتش را بیشتر میکرد و من اسارت بدی را تحمل میکردم ... منتظر بودم تا دعوا را شروع کند و من بتوانم برخش بکشم که اورا از اول دوست نداشتم و عاشق دخترخاله ام بودم و هستم و ... ولی انگار نه انگار ...

رویم نمیشد چندان نگاهش کنم ولی کم کم شجاعت پیدا کردم و یک شب سیر نگاهش کردم و تازه زیبائیهای همسرم را دیدم ... شبیه دخترخاله نبود اما زن بود با همه زیبائیهای زنانه اش ...

اما من مغرور، مرد بودم !

مگر میشد اسیرم کند؟در برابر خیانت من،نه تنها برویم نیاورده بود بلکه سعی میکرد هرچه بیشتر محبت کند.

شبهازودتر و زودتر بخانه می آمدم و متلک های دوستان را بجان میخریدم و میگفتم : آره بابا من مرغم.

یک شب که دیگه بریده بودم رو به همسرم کردم و گفتم : تو پدر منو درآوردی! تو اعصابمو خرد کردی!

تو ...پس چرا دعوا نمیکنی؟ چرا سرزنشم نمیکنی؟ بجاش بهم محبت میکنی که چی؟

همسرم سرش پائین بود و گفت که حتما کمبودی از طرف من داشتی که بطرف دخترخاله ات کشیده شدی! من سعی کردم که کمبودهای گذشته را جبران کنم !همین!

خرد شدم و شکستم ... من کجا بودم و او کجا...

بعد از آن شب دیگر سراغ دخترخاله ام نرفته بودم و از او خبری نداشتم ولی ناخودآگاه اورا با همسرم مقایسه کردم و طلاق او را و ...



همسرم موفق شد از من مردی بسازد که همه جوره چاکر زنش هست و ازینکه بهش زن ذلیل بگن، ناراحت نمیشه و افتخار میکنه ذلیل همچین زن توانائیه که آبروی مردشو خرید.



خانمها فرشته هایی هستند که قدرت تغییر هر نوع شرایط و هر نوع انسانی را با عشقشان و بر خوردشان دارند

زن سازنده ی اجتماع است

زن سازنده انسان است

4 سال و 10 ماه و 16 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبل
دختر آسمان

من اگه جای زنه بودم همچین رفتاری نداشتم چون خیانت رو ب هیچ عنوان نمیتونم تحنل کنم.اون مرد میتونست اگه همسرش کمبودی داره یا بی توجعی داره بهش راحت بگه تا اون خودشو تغییر بده لازم نیس حتماً با خیانت ب اون ثابت کنه..خیانت بزرگترین جرم بین زن و شوهره ک بنظرم هیچوقت نباید بخشیده شه

4 سال و 10 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 53 دقيقه قبل
zeynab

من با کاری که خانومه کرده موافقم

منم اگه بودم همین کارو میکردم

ولی خداییش خعلی سخته ولی تمام سعیمو میکردم

4 سال و 10 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 48 دقيقه قبل
مهدی

سلام



از دوستاتون بخواین بیان نظرشونو بگن تگشون کنین لطفا

من اگه بگم شاید زشت باشه

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبل
مهدی

الهه خانوم و زینب خانوم ممنون از نظردادنتون

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 32 دقيقه قبل
بهناز

چرا زشت باشه مستر؟

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 57 دقيقه قبل
بهناز

کاری که این خانومه داستان کرده له کردن غرور و عزت نفسش برای حفظ و بقای زندگی زناشوییش بوده..

کاریکه کم کسی پیدا میشه همچین رفتارهای فرا منطقی ای رو از خودشون بروز بدن . چون خیانت یه مقوله ایه که نمی شه ساده ازش گذشت و راحت هضمش کرد ..

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 38 دقيقه قبل
مهدی

چون شاید زشت باشه



ممنون از نظر فرا قشنگت بهناز خانوم

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 16 دقيقه قبل
الی

خانومه شانس آورده که شوهرش متنبه و اصلاح شده. خیلی از مردا اینطور نیستن و از این نوع رفتار همسرشون سوء استفاده میکنن و بی پرواتر میشن

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبل
دختر آسمان

خواهش میشود

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 52 دقيقه قبل
دختر آسمان

@Shidi

@سوگل

@آرام

@M@RY@M

@✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 45 دقيقه قبل
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘

من با بهناز موافقم کار زن از نظر من درست نبوده هر چند که بخشش شیرینه ولی در این موارد خرد شدن خود زن رو نشون میده

4 سال و 10 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 31 دقيقه قبل
مهدی

الناز خانوم ممنون از نظرتون

ب یکی از مشکلات خیلی بد اجتماعی اشاره کردی

4 سال و 10 ماه و 14 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل
مهدی

سمانه خانوم گفتید کار زن اشتباه بوده

خب کار درست رو میشه بگید

4 سال و 10 ماه و 14 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبل
سوگل

چنین چیزی که خانم ببینه و کلامی حرف نزنه و حتی آقا هم روش بیشتر باز نشه خیلی آرمانیه

کلا بنظر من با درست حرف زدن منطقی و آروم و مثل آدمای بالغ و عاقل خیلی بهتره تا اینجوری که هر کدومشون هم مجبور بشن دردی رو توی دلشون داشته باشن که هر لحظه ممکنه مثل آتشفشانی منفجر بشن

4 سال و 10 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘

من اگه جای این خانوم بودم هیچ وقت با همچین مردی ادامه نمیدادم به نظر من زندگی که زن خرد بشه ادامه دادنش بی معناست هر چقدرم زن بخشنده باشه این موضوعی نیست که به همین راحتی بخشیده و فراموش بشه همیشه یه جایی باقی میمونه و این زن که یه عمر با این عذاب زندگی میکنه حالا من از شما سوال میپرسم اگه این موضوع برعکس بود و زن خیانت میکرد کدوم مردی یه درصد فکر میکرد شاید کوتاهی از خودش و به فکر تغییر خودش میافتاد و میبخشید؟

4 سال و 10 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 16 دقيقه قبل
Shidi

اصلا غیر واقعیه این بابا جان

با النازم موافقم شانس اورده







اگ من بودم ک طلاق میگرفتم

4 سال و 10 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 51 دقيقه قبل
مهدی

مهشید و سمانه و الهه خانوم شما قطعا گقتید طلاق



اگه طرفتون شما و زندگیشو واقعا دوس داشته باشه و از کارشم پشیمون شده باشه ولی خب آدمه دیگه ی اشتباهی کرده حالا یا شما کم گداشتید براش یا خودش یکم شیطونی کرده بلخره این اتفاق افتاده



و ازتون تقاضای بخشش داشته باشه



بازم میگید فقط طلاق؟



آیا به زندگی پس از طلاق هم فکر کردید

با در نظر وضعیت بعد از طلاق میشه دوباره نظر بدید





البته ایشالا که هیچوقت براتون همچین اتفاقی نمیوفته

4 سال و 10 ماه و 14 روز و 13 دقيقه قبل
مهدی

سوگل خانوم ممنونم از نظری که دادی



متشکرم

4 سال و 10 ماه و 14 روز و 13 دقيقه قبل
بهناز

خواهشات مهدی جان



سمانه جون

4 سال و 10 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 6 دقيقه قبل
دختر آسمان

آخه اگه زندگی و زنشو.دوس داش اون لذت چن لحظه ای رو نمیتونس ازش دل بکنه؟

و اما ج سوال شما ک گفتی حالا اتفاق افتاده و اینا

احتمالش هس دلم ب رحم بیاد و ازین حرفا و زندگیمو ادامه بدم ولی هیچوخ مثه اول اعتماد بهش ندارمو ی چیزی ته دلمو اذیت میکنه و نمیدونم تا کی بتونم ادامه بدم

4 سال و 10 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 2 دقيقه قبل
دختر آسمان

من خیلی دوس دارم نظر خود پسرامونم در این.مورد بدونم.ینی اگه داستان برعکس بود و زن خیانت میکرد اونوخ اون مرد چ عکس العملی نشون میداد؟@mehdi222

@جواد

@رضا آلونسو جووووووووووووووووون

چنتا پسر هم شماها خطاب بزنید ک میدونید سر میزنن ب سایت

4 سال و 10 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 58 دقيقه قبل
جواد

خب این داستان تو ایران صدق نمیکنه

اگه تو ایران بود زنه کولی بازی درمیاورد و بعدم کار به دادگاه کشیده میشد بعد زنه میگفت من شوهرمو دوس دارم و طلاق نمیخوام

بعدم برمیگشتن سر خونه زندگیشونو دختر خاله هم میشد هووی غیر رسمی زنه

4 سال و 10 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 42 دقيقه قبل
Shidi

جواد خوشم نیومد ک گفتی کولی بازی درمیاره زنه





اقا معدی من اونموقع عم میگفتم طلاق خطا داریم تا خطا این خطا و اشتباه غیر قابل بخششه

4 سال و 10 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 44 دقيقه قبل
جواد

جواد خوشم نیومد ک گفتی کولی بازی درمیاره زنه





اقا معدی من اونموقع عم میگفتم طلاق خطا داریم تا خطا این خطا و اشتباه غیر قابل بخششه



گویا هنوز زن ایرانی رو نشناختی

4 سال و 10 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبل
دختر آسمان

جواد نظرتو میخواستم برا اینکه اگه داستان برعکس بود ینی زن خیانت میکرد.اونوخ جای مرد بودی عکس العملت چی بود؟

@جواد

4 سال و 10 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل
جواد

میکشتمشون

4 سال و 10 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 1 دقيقه قبل
دختر آسمان

چ جمعم میبنده.

ینی لذت بردم با جواب دادنت.خودتون میگید میکشید طرفتونو ولی همسرتون باید ببخشه.جالبه

ی فیلم درباره این مورد دیم براتون بعد میتعریفم همینجا.

4 سال و 10 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبل
Shidi

کیو حواد نشناختم؟

4 سال و 10 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبل
M@RY@M

خب اول بگم که داستان بشدت رویایی بود

مرد ایرانی به هیچ عنوان همچین کاری نمیکنه با الناز خانوم موافقم کاملا

خیانت جزاش فقط مرگ البته من بخاطر اینکه با دخترخالش دیدم نمیکشتمااا به خاطر اینکه وقتی حتی تو ذهنش عاشق یکی دیگس و اومده با من ازدواج کرده میکشتم

اصلا با همچین مردی ازدواج نمیکردم

البته مرگ معمولی هم نه من هردوشونو زجرکش میکردم تا بقیه بفهمن جزا خیانت چیه

دخترخالشو بدتر میکشتم چون یه زن و حق نداشته همچین کاریو کنه اشتباه اصلی از اون بوده

اقا مهدی گفتی مرده زندگیشو دوست داشته باشه و اینا ... بدتر میکشتم چون مردی که در عین اینکه زندگیشو دوست داره

و عاشق یکی دیگس و خیانت میکنه به هیچ وجه اصلاح نخواهد شد همون بهتر بمیره

الهه فیلمرو تعریف کن اسمشم بگو

اها با جواد کاملا موافقم متاسفانه زن ایرانی کولی بازی ک نه ولی یه مدت مردرو تو دادگاه اذیت میکنه

با مهریه و نفقه و اینا بعد هم به زندگی ....به عنوان هوو ادامه میده

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 3 دقيقه قبل
مهدی

ممنون از نظر دادنت مریم جان

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبل
مهدی

اااااااااااااا اگه بخوام جواب الهه رو بدم خب خیلی سخته جواب دادنش



خب اگه پشیمون شده باشه و بتونه به زندگی عادیش برگرده و شوعرشو و زندگیشو دوس داشته باشه و متعهد تا پایان عمرش زندگی کنه فکر میکنم لایق بخشش باشه و شوعر باید یواش یواش فراموش کنه این داستانو



ولی خب من فکر نمیکنم همچین دل بزرگی داشته باشم و بتونم ببخشمش و ازش جدا میشم و لعنتش میکنم



خیلی خیلی اگه آدم دل بزرگی شده باشم ی چند مدتی نمیبینمش تا آرومتر بشم شاید چند ماه بعد که آرومتر شدم با خودم میشینم میبینم چقد دوسش دارم اگه عشقم به نفرتم غلبه کرد میرم باهاش زندگی میکنم هیچوقتم بروش نمیارم چون اگه بازگو کنم خودمم اذیت میشم و اگه دیدم نمیتونم با این قضیه کنار بیام خب طلاق.

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبل
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘

اقا مهدی حرف زدنش راحته ولی وقتی حقیقت پیدا کنه محاله بتونی کنار بیای

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 38 دقيقه قبل
مهدی

دل کندن از کسی که ی عمر دوسش داشته باشی ام راحت نیست

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 51 دقيقه قبل
✘ʂДmдɳȩɧ ʂДFiR zEɳDȩGi✘

بله درسته ولی خیانت هیچ وقت فراموش نمیشه در این مورد گذشت هیچ وقت از ته قلب اتفاق نمیافته

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبل
مهدی

شاید

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبل
Shidi

با نظر مریم کاملا موافقم

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 58 دقيقه قبل
دختر آسمان

ممنون آقا مهدی از جواب دادنت.

اوه اوه مریم چ بکش بکشی راه انداختی

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبل
دختر آسمان

و اما فیلمه:

یه فیلم هندی بود اسمشو یادم نمیاد داستانش از این قرار بود.

خانمه ب شوهرش شک میکنه یواشکی تعقیبش میکنه اونو با شوهره ندیدشو.زنه ب روش نیاورد.شب ک مرده میاد خونه زنه خلاصه ب روش میاره مرده میزنه زیر گریه و التماس و.خواهش ک منو ببخش و ازین حرفا زنه هم آخرش میزنه زیر گریه میگه باشه میبخشمت فقط منم باید ی چیزی بهت بگم اینکه منم دیشب با کس دیگه ای بودم بعد زنه هم گریه و التماس ولی مرده یهو دست زنه و ول میکنه و میگه نه من نمیبخشمت و ولش میکنه میره.بعدش زنه بهش میگه من با کسی نبودم فقط خواستم ببینم اگه جای من بودی میبخشیدی ک دیدم نه.پس منم ولت میکنم.

اها اسم فیلمشم Anjana anjani

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 18 دقيقه قبل
دختر آسمان

آخ با گوشی تایپیدم بعضی جاهاش چرتو.پرت تایپ شد شرمنده

ولی فیلمش قشنگه.این ی تیکه از فیلمشه.موضوع اصلی فیلم ی چی دیگس.

4 سال و 10 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 16 دقيقه قبل
مهدی

فیلمرو میگیرم نگاه کنیم

1 سال و 7 روز و 10 ساعت و 19 دقيقه قبل